هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
118
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
مىشمرد . ( 1 ) او در آغاز جوانى و زيبائى چهره و كمال مردانگىاش به پاكى و درستكارى و جدّيت و استوارى خرد نامور بود . هنگامى كه به دعوت مردم به اسلام پرداخت با وجود بسيارى بدگويان و حريص بودنشان در دشمنى با او و ايستادگى در برابرش هيچكس نتوانست چيزى كه به والائى او گزند رساند به وى نسبت دهد . هيچكس نگفت او كسى است كه زيبايى او را به زير مىكشد و فريبندگى زنانه بر او چيره مىشود اگر در او چيزى از اين ويژگىها بود ، با توجه به اينكه وى در آن مرحله از زندگى بود ، در رفتارش آشكار مىگشت و تاريخ از قول دهها تن از بدترين دشمنانش براى ما حكايت مىكرد كه به مردم مىگفتند : اين كه امروز به پاكدامنى و پاكيزهخويى و دور افكندن هوسها فرامىخواند ، در همين گذشتهء نزديك در پى هوسها و خوشيهايش روان بود . ( 2 ) پيامبر در حالى با خديجه رضوان الله عليها ازدواج نمود كه بيست و سه يا بيست و پنجساله بود ، و هيچكس نگفته كه او پيش از خديجه با زنى آشنائى داشته است . خديجه در آن هنگام چهل سالگى را مىگذراند ، و در طول بيست و هشت سال تنها همسر او بود كه وى را بر تمام زنان برتر مىداشت . درحالىكه چند زنى در ميان عرب و غير عرب كارى عادى بود و معمولا حدى نداشت ، و براى او قابل قبول بود كه با داشتن خديجه زن بگيرد ، بويژه كه از وى براى او جز دختر باقى نمانده و مشركان اين را براى او نقص مىشمردند و او را « ابتر » مىناميدند . با اين حال وى تا هنگامى كه خديجه در حدود شصت و هفت سالگى از دنيا رفت با وى بود ، و در طى آن روزگار دراز به انديشهء ازدواج با زن ديگرى نيفتاد . پيامبر در طى آن مدت و پيش از آن به اين صفت كه عشوههاى زنان او را نمىفريبد شناخته مىشد ، آن هم در زمانى كه زن زيبائىهاى خود را از هيچكس نمىپوشانيد . ( 3 ) عقل نمىپذيرد انسانى كه پنجاه و پنج سال بر شيوهاى زيسته ، ناگاه به انسان ديگرى دگرگون شود و دلباختهء زنى شوهردار شود كه به منزلهء دختر وى مىباشد و او را در كودكى پرورده و در بزرگى مورد مراقبت